تبلیغات
بزرگان شعر پارسی - کورش هخامنش

بازدید : مرتبه
تاریخ : جمعه 10 اردیبهشت 1389

   

 

كورش بزرگ فرزند كمبوجیه و ماندانا اولین كسی بود كه فلات ایران را برای نخستین بار در تاریخ زیر یك پرچم در آورد و پادشاهی ایران را تشكیل داد.

 

در سال 546 قبل از میلاد , كراسوس شاه لیدیا با اندیشه پیروزی بر سرزمین پارسیان یورشبر ایران زمین را آغاز كرد. وی پیش از یورش, از كاهن معبد دلفی در یونان در زمینه یورش به پارسیان نگر(نظر)خواهی كرد و كاهن به او وعده داد كه اگر حمله كند, امپراطوری بزرگی را نابود خواهد كرد.جنگ با ایران برای لیدیا یك فاجعه تاریخی بود. كروسوس بسختی شكست خورد. كورش خاك لیدیا را در هم نوردید. كروسوس به اسارت ایرانیان در آمد و خاك لیدیا(تركیه فعلی) ضمیمه شاهنشاهی كورش قرار گرفت و مرزهای شرقی ایران به دریای اژه رسید. كورش كراسوس را بخشید و از او یك فرمانده با وفا ساخت و بعدها همین كراسوس و ارتش لیدیا برای پیشبرد هدفهای امنیت گسترانه كورش نبردها كردند.

 

كورش كه شخصیتی آزاد اندیش و عاری از پی دورزی(تعصب) بود , خدایان و ادیان ملل شكست خورده را به رسمیت شناخت , همگان را در اجرای مراسم دینیشان آزاد گذاشت, معابدشان را در زیر پوشش كمكهای دولتی قرار داد و بدینسان دل های همه ی ملت های مغلوب را بسوی خویش جلب كرد. چشم تاریخ تا آن هنگام چنان فاتح پر مهر و شفقتی را به خود ندیده بود و ملت های مغلوب در برابر این همه مهر و بزرگواری چاره ای جز محبت او را نداشتند و دوستی او در دل همه اقوام تحت قرمانروائی ایران ریشه دواند.

 

پس از اینكه مرزهای شرقی ایران در جوار بابل قرار گرفت, آوازه انساندوستی و بزرگمنشی كورش به میانرودان رسید و بابلیان را كه از جور ستمگری به نام نبونهید به تنگ آمده بودند بر آن داشت كه دست استمداد بسوی كورش دراز كنند. فتح امپراطوری بابل برای كورش با همكاری مردم بابل و هماهنگی روحانیون مردوخ انجام شد.

 

كورش بزرگ با ایمانی كه به اهورا مزدا داشت, جهان گشائی را به هدف برقرار كردن آشتی و آسایش و برابری و از میان بردن ستم و ناراستی انجام میداد. هر كشوری را كه گشود, فرمانروائیش را دوباره به همان حكومتگران پیشین واگذاشته بود تا از سوی او سرزمین خودشان را با دادگری اداره كنند. در هیچ جا به معابد و متولیان امور دینی ملل مغلوب آسیب وارد نكرد

 

كورش پس از تسخیر بابل اعلام بخشش همگانی كرد, ادیان بومی را آزاد اعلام كرد, هیچ انسانی را به بردگی نگرفت و سپاهیانش را از تجاوز به جان و مال رعایا باز داشت و دستور داد خرابیهای جنگ را بازسازی كنند و در این راه خود پیش قدم شد و شروع به بازسازی دیوار شهر كرد. در میانرودان چهل هزار یهودی توسط شاهان آشور و بابل برای بردگی به این منطقه آورده شده بودند. كورش دستور آزادی آنها را صادر كرد و به آنها وعده داد موجبات برگشتشان را به سرزمینشان فراهم كند.بعد از فتح میانرودان, شام(سوریه) . فینیقیه و فلسطین نیز ضمیمه خاك ایران شدند

 

در استوانه معروف به اعلامیه حقوق بشر این پادشاه انساندوست چنین نوشته است:

 

منم كورش شاه جهان, شاه بزرگ, شاه شكوهمند, شاه بابل, شاه سومر و اكاد, شاه چهار اقلیم بزرگ جهان, پور كمبوجیه شاه بزرگ شاه انشان, نوه كورش شاه بزرگ شاه انشان, از دودمان شاهان روزگاران دور…. هنگامی كه دوستانه قدم درون بابل نهادم و در میان هلهله های شادی مردم كاخ شاهان و تختگاه آنها را به تصرف در آوردم سلطان بزرگ مردوخ دلهای نیك مردان بابل را با من همراه ساخت زیرا من همواره بر آن بودم كه او را بزرگ بدارم و بستایم. سپاه بزرگ من در آرامش و نظم وارد بابل شدند من به هیچكس اجازه ندادم كه در سومر و اكاد دست به تجاوز و تعدی بزند.من در بابل و دیگر شهر های مقدس نظم و امنیت برقرار كردم.از آن پس مردم بابل به آزادی رسیدند و یوغ بردگی از دوششان برداشته شد… مردم این سرزمینها را به سرزمینهایشان برگرداندم و املاكشان را به آنان باز دادم.

 

 

رفتار انساندوستانه كورش با اقوام معلوب از او یك شخصیت مقدس و مافوق بشری ساخت. روحانیون بابل او را پیامبر مردوخ , و انبیای اسرائیل او را شبان یهوه و مسیح موعود و تجسم عینی خدای دادگستر خوانده اند. مسلمانان او را ذوالقرنین می دانند.که نامش در قرآن آمده است .

 

مرزهای كشور كورش در شرق از حدود رود سند و رود سیحون آغاز می شد و در غرب به دریای مدیترانه و دریای اژه می رسید.نقش كورش در سازندگی تاریخ اهمیت ویژه ای دارد. در این زمینه گزینوفون می گوید: “كشور كورش بزرگترین و شكوهمندترین بود و این سرزمین پهناور را كورش به نیروی تدبیرش یك تنه اداره می كرد. كورش چنان به ملتهائی كه در این سرزمینها می زیستند دلبستگی داشتو از آنها مواظبت می نمود كه گوئی همه آنها فرزند اویند.مردم این سرزمینها نیز به بوبه خود ویرا پدر و سرپرست غمخوار خودشان می دانستند. كارگزاران دولت در عهد كورش به تمامی عهد و پیمانها و سوگندهایشان وفاداری نشان میدادند و از او فرمان می بردند.”

 

كورش پس از حدودا 2۳ سال فرمانروائی درگذشت و پیكرش در پاسارگاد به خاك سپرده شد



ارسال توسط علی درویشی،علی امینی،کامیار کاظمی
آرشیو مطالب
نظر سنجی
شما از کدام شاعر بیشتر خوشتان می آید؟





امکانات جانبی
blogskin